مرزهایی که نباید حتی به خاطر خانواده و دوستان قربانی کنید!

مرزهای شخصی مهم: آیا تا به حال به خاطر “نه” گفتن به آن دوستی که درخواست لطف می کند کمی احساس گناه کرده اید؟ یا نگران این هستید که به خاطر داشتن زمان آرام و دور از خانواده “خودخواه” به نظر برسید؟
مرزها چیزی هستند که روابط ما را سالم و سلامت عقل ما را دست نخورده نگه می دارند. با این حال، بسیاری از ما برای محافظت از محدودیتهای خود تلاش میکنیم، وقتی افرادی که به آنها اهمیت میدهیم، عمداً یا ناخواسته آنها را تحت فشار قرار میدهند. اجازه می دادم درخواست ها و نظرات همه بر برنامه و انرژی من غلبه کند. احساس میکردم که اگر از آن فراتر نروم، آنها را ناامید خواهم کرد. در این مطلب با مرزهای شخصی مهم آشنا می شوید.
مرزهای شخصی مهم
اما متوجه شدم که همیشه راضی کننده مردم بودن منجر به رنجش، فرسودگی شغلی و از دست دادن اصالت در روابط می شود. با گذشت زمان، متوجه شدم که مرزهای خاص چقدر حیاتی هستند، مهم نیست که با چه کسی سر و کار دارید. چه مادرتان باشد، چه بهترین دوست شما از کلاس سوم، یا مدیرتان در محل کار، حفظ این هشت مرز می تواند تفاوت را ایجاد کند. مهمترین مرزهای شخصی مهم عبارتند از:
زمان شخصی
زمان چیزی است که نمیتوانیم آن را پس بگیریم. اگر از آن محافظت نکنیم، در نهایت با دود کار می کنیم. با این حال، مشکل است، زیرا خانواده و دوستان اغلب انتظار دسترسی نامحدود به ما را دارند.
همکاران ممکن است تا آخر شب ایمیل ارسال کنند یا از شما انتظار داشته باشند که وظایف کاری خود را در ساعات تعطیل انجام دهید. قبل از اینکه متوجه شوید، زمان استراحت شایسته خود را فدای راحتی دیگران می کنید.
یاد گرفتم که برای عصرها و آخر هفته هایم حد و مرز تعیین کنم. به دوستانم اطلاع میدهم که به محض اینکه از ساعت خارج میشوم، کمتر به پیامکها یا تماسها پاسخ میدهم، مگر اینکه فوری باشد.
همچنین به آرامی به رئیسم یادآوری کردم که نیمه شب به ایمیلها پاسخ نمیدهم مگر اینکه واقعاً یک وضعیت اضطراری باشد.
با انجام این کار، زمانی را برای رفع فشار به دست آوردم، چه برای دویدن یا خواندن در آرامش.
مارکوس اورلیوس زمانی نوشت: “شما می توانید همین الان زندگی را ترک کنید. بگذارید تعیین کند که چه می کنید، چه می گویید و چه فکر می کنید.”
در حالی که این کمی بیمارگونه به نظر می رسد، یادآوری است که زمان ما ارزشمند است. اگر شما از آن محافظت نکنید، هیچ کس دیگری از آن محافظت نخواهد کرد.
سلامت عاطفی
دوستان و خانواده خوب هستند، اما گاهی اوقات ناخواسته شما را به درام خود می کشانند یا ناامیدی خود را به گونه ای تخلیه می کنند که بر شما سنگینی می کند.
همکاران نیز می توانند این کار را انجام دهند، به همکاری فکر کنید که همیشه شکایت می کند یا در دفتر کار منفی منتشر می کند. مطمئناً، تکیه گاه بودن ارزش دارد، اما تشخیص اینکه چه زمانی طاقتفرسا میشود نیز بسیار مهم است. به خصوص زمانی که کاملا فضای ذهنی شما ربوده می شود، لذا در موقعیتی نیستید که بتوانید حمایت واقعی را ارائه دهید.
تعیین یک مرز عاطفی ممکن است مانند گفتن این جمله به نظر برسد: “من درک می کنم که شما ناراحت هستید، اما من نمی توانم در حال حاضر این گفتگو را ادامه دهم.”
برن براون اشاره کرده است که مراقبت از دیگران به این معنا نیست که شما تبدیل به درگاه عاطفی آنها می شوید. شما می توانید بدون جذب هر انس استرسی که آنها از خود می گذرانند همدلی کنید.
با شفاف کردن مرزهای عاطفی خود، از رفاه خود محافظت می کنید و اطمینان حاصل می کنید که می توانید در زمانی که واقعاً مهم است ظاهر شوید.
حریم خصوصی شخصی
در عصری که همه چیز برای چت های گروهی و رسانه های اجتماعی بازی منصفانه به نظر می رسد، حریم خصوصی می تواند مانند یک تجمل باشد. اما برخی از جنبههای زندگی ما برای مصرف عمومی باز نیست و نباید هم باشد. ممکن است اعضای خانواده در زندگی شخصی شما فضولی داشته باشند، یا دوستانی داشته باشید که فکر می کنند ارسال عکس یا داستان درباره شما بدون اجازه کار جالبی است.
اگر در به اشتراک گذاشتن جزئیات خاص راحت نیستید، توضیحی به کسی بدهکار نیستید.
یک جمله ساده «ترجیح میدهم در مورد آن صحبت نکنم» راه درازی دارد.
اگر یکی از بستگان اصرار دارد که از وضعیت رابطه یا وضعیت مالی شما بداند، مودبانه اما قاطعانه به آنها بگویید که این موضوع را برای خود نگه می دارید.
باور کنید، وقتی متوجه می شوید که مجبور نیستید به هر سوالی فقط به خاطر پرسیده شدن پاسخ دهید، آرامش بخش است.
حریم خصوصی با فردیت سالم مرتبط است و فردیت برای حفظ روابط رضایت بخش مهم است. اگر همه چیز یک کتاب باز باشد، دیگر هیچ حسی از خود باقی نمی ماند. به یاد داشته باشید: اگر ترجیح می دهید چیزی را غیرقابل ضبط نگه دارید، این تماس شماست.
سبک ارتباطی محترمانه
ممکن است دوستی داشته باشید که مدام صحبت های شما را قطع می کند، یکی از اعضای خانواده که در هنگام اختلافات داد می زند، یا یک همکار که دوست دارد نسبت به شما شایعات کند.
و حدس بزنید چی؟
شما مجبور نیستید آن ها را تحمل کنید. مرزهای ارتباطی حول شیوه و لحنی است که افراد هنگام صحبت با شما استفاده می کنند.
من قبلاً دوستی داشتم که با من تماس می گرفت و در مورد مشکلاتش صحبت های طولانی می کرد بدون اینکه هیچ وقت بپرسد که آیا یک دقیقه وقت دارم یا وقت خوبی است. طاقت فرسا بود.
در نهایت، به او اطلاع دادم که میخواهم به جای برخورد با تماسهای تصادفی و یک ساعته که روزم را خراب میکنند، چتها را برنامهریزی کنم.
ابتدا او غافلگیر شد، اما وقتی به ریتم احترام گذاشتن به زمان و پهنای باند ذهنی یکدیگر وارد شدیم، مکالمات ما در واقع بهتر شد.
مرزهای ارتباطی نه تنها از شما در برابر منفی گرایی محافظت می کنند – آنها همچنین لحن گفتگوی سالم تر را تعیین می کنند. وقتی با احترام بر ادب و ملاحظه اصرار دارید، «مشکل» نیستید.
شما به سادگی مطمئن می شوید که هر تعاملی دارای پایه و اساس احترام متقابل است.
احترام به ارزش های شخصی
هر کس مجموعه ای منحصر به فرد از باورهای اصلی دارد؛ مذهب، اخلاق، سیاست یا نحوه تربیت فرزندان. برای بسیاری از ما، این ارزش ها عمیقاً در تجربیات شخصی، پیشینه های فرهنگی یا حتی بینش های معنوی ریشه دارند.
در حالی که بحث سالم می تواند روشنگر باشد، اگر کسی شروع به تحقیر یا مسخره کردن آنچه شما برای آن هستید، از مرز عبور می کند. اگر یک همکار مدام جوک هایی می کند که با ارزش های شما در تضاد است، یا دوستی مدام به شما فشار می آورد که کاری را انجام دهید که با قوانین اخلاقی شما همخوانی ندارد، اشکالی ندارد که عقب نشینی کنید.
“من به انتخاب های شما احترام می گذارم، اما با آن راحت نیستم” یک بیانیه منصفانه است. اگر آنها راهنمایی را دریافت نکردند، ممکن است لازم باشد تماس را محدود کنید یا مکالمه را از آن موضوعات داغ دور کنید.
جمله ای از کنفوسیوس به ذهن متبادر می شود: “وفاداری و اخلاص را به عنوان اولین اصول نگه دارید.”
به عبارت دیگر، وفادار ماندن به ارزش های خود، کلید زندگی با صداقت است. وقتی برای حفظ صلح، آن ارزشها را به خطر میاندازید، بخشی از خود را در این فرآیند از دست میدهید.
حق “نه” گفتن
وقتی مردم “مرزها” را می شنوند، این اولین چیزی است که به آن فکر می کنند. با این حال، این مرزی است که بسیاری از افراد برای اثبات آن سختتر میدانند.
چه از طرف یک رئیس برای انجام کارهای اضافی تحت فشار باشید یا دوستی که از شما میخواهد در رویدادی شرکت کنید که نمیخواهید در آن شرکت کنید، «نه» گفتن میتواند یک چالش واقعی باشد.
من به کارهای لحظه آخری، گردهمایی های آخر هفته و حتی کنسرت های داوطلبانه که پهنای باند آنها صفر بود، کشیده شده ام – همه اینها به این دلیل است که نمی توانستم خودم را مجبور به بیان آن کلمه کوچک کنم.
با گذشت زمان، متوجه شدم که هر بار که میخواهم «نه» بگویم «بله» میگویم، کینه توزی ایجاد میشود. و این رنجش در نهایت به رابطه سرازیر شد.
دالایی لاما زمانی گفت: “فقدان شفافیت منجر به بی اعتمادی و احساس عمیق ناامنی می شود.”
این همچنین در مورد شفاف بودن در مورد محدودیت های خود صدق می کند. وقتی در مورد کارهایی که می توانید و نمی توانید انجام دهید صادق باشید، اصالت دارید. این صداقت ممکن است در ابتدا آسیب ببیند، اما در نهایت باعث ایجاد روابط محترمانه و قابل اعتمادتر می شود.
توازن در کار و زندگی
برای هر کسی که تا به حال رئیسی داشته است که در ساعتهای نامتعارف پیامک میفرستد یا تیمی که جلساتی را در زمان استراحت ناهار برنامهریزی میکند، این یکی برای شماست.
در حالی که تقاضاهای شغلی از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت است، تفاوتی بین زمانهای بحرانی گاه به گاه و ورود مداوم کار به زندگی شخصی وجود دارد.
من قبلاً در جایی کار میکردم که به طرز ماهرانهای «تمام شبها» را به عنوان نشان افتخار تجلیل میکرد. به نظر می رسید اگر زندگی شخصی خود را فدای شرکت نمی کردید، به اندازه کافی متعهد نبودید.
در گذشته، آن محیط سمی و ناپایدار بود. اکنون، من روشن میکنم که ساعات کاری من مهم است. مطمئناً، اگر یک اورژانس واقعی وجود داشته باشد، به رفع آن کمک خواهم کرد.
تعیین حد و مرز در محل کار ممکن است مستلزم برقراری ارتباط با زمانهای غیرقابل مذاکره شما باشد؛ مثلاً اگر نیاز دارید بچههایتان را از مدرسه بیاورید یا یک روال سختگیرانه برای دور زدن داشته باشید.
همکاران ممکن است در ابتدا مخالفت کنند، اما در بسیاری از موارد یاد میگیرند که به خطوطی که میکشید احترام بگذارند. در واقع، آنها ممکن است برای تعیین مرزهای خود نیز الهام بگیرند.
فضای فیزیکی و ذهنی
ما اغلب در مورد اهمیت فضای فیزیکی در حفظ روابط سالم صحبت نمی کنیم.
دوستانی که بدون اطلاع قبلی از شما دور می شوند، اعضای خانواده که در وسایل شما جستجو می کنند، یا همکارانی که روی میز شما شناور هستند، می توانند باعث شوند که احساس تهاجم کنید.
این به فضای ذهنی نیز گسترش می یابد،مانند اینکه اجازه ندهید کسی دائماً افکار یا تصمیمات شما را تحت الشعاع قرار دهد.
دلیلی وجود دارد که ممکن است وقتی کسی در مکالمه خیلی نزدیک می ایستد احساس ناراحتی کنید؛ این نقض راحتی شخصی است. اگر به زمان تنهایی نیاز دارید، یا اگر نمی خواهید مردم با چیزهای شما به هم بریزند، گفتن این موضوع کاملاً صحیح است.
بیایید صادق باشیم: نادیده گرفتن مرزهای اطراف فضای فیزیکی می تواند ساده ترین باشد زیرا اغلب به عنوان “بسیار مهم” دیده می شود. ارج نهادن به فضای فیزیکی و ذهنی با احترام به فردیت همراه است.
خواه این بدان معنا باشد که اجازه دهید کسی گوشه آرام خود را در یک دفتر مشترک داشته باشد یا از تحت فشار قرار دادن دوست برای معاشرت زمانی که به زمان تنهایی نیاز دارد خودداری کند، هدف یکی است: احترام متقابل.
سخن پایانی
تعیین و حفظ مرزها در ابتدا می تواند اعصاب خردکن باشد، به خصوص اگر عادت دارید نیازهای دیگران را بر نیازهای خود ترجیح دهید. اما مرزها برای ایجاد ارتباطات قویتر و معتبرتر ضروری هستند، چه در خانه، در میان دوستان یا در دفتر.
وقتی محدودیتهای خود را به خطر میاندازید، ممکن است به طور موقت آرامش را حفظ کنید، اما هزینهای پنهان دارد. عصبانیت، فرسودگی شغلی و از دست دادن یکپارچگی شخصی اغلب به دنبال آن است. با محکم نگه داشتن این هشت مرز، به روابط خود فرصتی می دهید تا در جهت سالم تری تکامل یابند.
شما همچنین به خود اجازه می دهید با احترام و توجهی که شایسته آن هستید با شما رفتار شود. به یاد داشته باشید که مرزها، دیوارهایی نیستند که شما برای دور کردن دیگران از آنها می سازید. آنها دستورالعمل هایی هستند که به مردم کمک می کنند بفهمند چگونه با شما رفتار کنند.
بنابراین دفعه بعد که کسی سعی میکند شما را به «فقط یک لطف دیگر» متهم کند یا بدون اینکه بخواهد، چیزهای شما را زیر و رو کند، آن را فرصتی برای تقویت محدودیتهای خود در نظر بگیرید. ممکن است در حال حاضر احساس ناخوشایندی داشته باشید، اما در درازمدت، فضایی را برای روابط واقعیتر – و محترمانهتر – در هر بخش از زندگی خود ایجاد میکنید.