داستان های پندآموز
-
تفریح و سرگرمی
داستان جالب بیسکوئیت های زندگی: خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوئیت های زندگی؟
یک روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت. ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
داستان بازی الک و دولک: داستان شهری که همه چیز در آن ممنوع بود و وقتی همه چیز آزاد شد، همه چیز هم بهم ریخت!
شهری بود كه در آن، همه چیز ممنوع بود و چون تنها چیزی كه ممنوع نبود بازی الك دولك بود،…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
بازیگری به قیمت صداقت: حکایت مردی که مثل همه مردم بازیگر شد!
مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند: «چرا دیر میآیی؟» جواب میداد: «یک ساعت بیشتر…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
داستان آموزنده درس بزرگ از یک دست فروش: تجارت با خدا
سالها قبل چکی از بانک نقد کردم و بیرون آمدم. کنار بانک، دستفروشی بساط باطری، ساعت، فیلم عکاسی و اجناس…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
پسرک واکسی: داستان مردی که درسی بزرگ از کودک واکسی گرفت!
ساعت حدود شش صبح در فرودگاه به همراه دو نفر از دوستانم منتظر اعلام پرواز بودیم. پسرکی حدوداً هفت ساله…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکایت کشاورز فقیر و بزغاله اش: روی شانه های خود چه چیزهایی را حمل می کنید؟
کشاورز فقیری برغالهای را از شهر خرید. همانطور که با بزغاله به سمت روستای خود باز میگشت، تعدادی از اوباش…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکایت موش و مرد صاحبخانه: هرکس مال ندارد دوست، برادر و يار ندارد!
گويند که در شهر نيشابور موشي به نام «زيرک» در خانهي مردي زندگي ميکرد. زيرک دربارهي زندگي خود چنين ميگويد:…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
داستان جالب درباره عاقبت تربیت نادرست و لوس کردن بچه + قسمت اول
پدر خوشحال بود و مادر هم خوشحال بود که بعد از چند تا دختر قد و نیم قد، حالا خدا…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکایت آموزنده جوانمرد بامعرفت، قصه ای جذاب از قابوسنامه!
در یک ده کوهستانی که ییلاق اهالی شهر بود برای یکی از عیاران کوهستان جشن «گلریزان» بر پا کرده بودند…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکایت یکی بود دوتا نبود: عاشقی عقل و جسارت میخواهد!
در زمان قدیم حاکم یکی از شهرها دختری داشت که خیلی زیبا بود و خواستگاران فراوان داشت. گاهگاه یکی از…
بیشتر بخوانید »