داستان های کهن
-
تفریح و سرگرمی
حکایت جمیل و جمیله: ماجرای تلخ پسری که عاشق دختر طلسم شده بود+بخش اول
جوانى بهنام جميل زندگى مىکرد که دخترعموئى بهنام جميله داشت. پدرشان اين دو را از هنگام تولد براى هم نامزد…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکایت زن مکار و شیطان | حکایت زنی مکار که شیطان را ضربه فنی کرد!
زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
داستان شنیدنی راه و بیراه | آخر و عاقبت حسادت جز نیستی و نابودی نیست!
خودش را رساند به سوار و بعد از سلام و حال و احوال, معلوم شد که او هم مسافر است.…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
خواهر ندار و خواهر دارا | حکایت خواهری که صداقتش عاقبت خوش را برایش رقم زد!
دو تا خواهر بودند. يکى ندار و ديگرى دارا بود. خانههاى آنها روبهروى هم بود. خواهر ندار نسبت به خواهر…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکایت زنان حیله گر و جذاب و قول و قرار در حمام+ بخش دوم
با حکایت زنان حیله گر و جذاب بخش دوم همراه باشید.
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکایت زنان حیله گر و جذاب و قول و قرار در حمام+ قسمت اول
در روزگار قديم يکروز سه زن توى حمام دربارهٔ مکر زنان باهم حرف مىزدند. عاقبت با همديگر دعواشان شد چون…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکایت حلال و حرام از سری داستان های هزار و یک شب | جادوی پول حلال
مرد فقيرى از زور بيکارى زن و بچه را گذاشت و به ولايت غربت رفت فرجى در کارش پيدا بشود…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
داستان زن حریص و ماهی | حکایت زنی که آنقدر طمع داشت که هیچ چیز راضیش نمی کرد!
مرد ماهيگيرى بود که زندگيشُ از صيد ماهى گذران مىکرد. خودش بود و زنش، تو يه خرابه هم زندگى مىکردن.…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکایت خر دردمند و گرگ نعلبند| دیوانه در کار خود هشیار است!
یک روز یک مرد روستایی یک کوله بار روی خرش گذاشت و خودش هم سوار شد تا به شهر برود.…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
داستان بازرگان و رمال طمعکار | حرص و آز دشمن همیشگی انسان!
در يکى از شهرها، رمالى زندگى مىکرد که در کار خود بسيار استاد بود. روزى از روزها به حجرهٔ بازرگانى…
بیشتر بخوانید »