عبیدزاکانی
-
تفریح و سرگرمی
حکایتی جالب و شنیدنی از عبید زاکانی: خیاط دغل و شاگرد زرنگ!
مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:این کوزه پر از…
بیشتر بخوانید »
مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:این کوزه پر از…
بیشتر بخوانید »