داستان های کهن
-
تفریح و سرگرمی
اصطلاح اهل بخیه است از کجا آمده است!؟+داستان
در گذشته پالان دوزی پیر در شهری زندگی می کرد. وی بسیار کار می کرد اما نمی توانست پول زیادی…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
کشاورز ساده دل و دله دزدها | کشاورز ساده ای که سادگی کار دستش داد و کلاه گشادی سرش رفت!
کشاورز فقیری برغالهای را از شهر خرید. همانطور که با بزغاله به سمت روستای خود باز میگشت، تعدادی از اوباش…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکم نا حق | حکایت پیرمرد فقیری که قاضی را پس گردنی زد و به خاطر کارش پول گرفت!
پیرمرد کمبنیه و لاغراندام که خیلی رنجور بود پیش طبیبی رفت و گفت: «حالم خیلی بد است چارهای کن.» طبیب…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
مرد روستایی و دزد پر رو | حکایت مرد دهاتی که دزد پر رو و نابکار را بدجور ادب کرد!
در روزگاران قديم يک فرد روستائى بود روزها مىرفت کارگرى و ده شاهى مزد مىگرفت. پول را به خانه مىآورد…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
اصطلاح آنچه تو از رو می خوانی، من از بَرَم از کجا آمده است+داستان
دوره گرد همانطور که می رفت به خانه ی مردی روستایی رسید، صاحب خانه که فرد پیری بود، او را…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
تجربیات یک پدر | راز دل به زن مگو، با نو كیسه معامله نكن و با آدم كم عقل رفیق نشو!
پدر از دنیا رفت پسر خواست بداند که چرا پدرش به او چنین وصیتی کرده؟ پیش خودش گفت : «امتحان…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
حکایت مرد فقیری که روزی بی زحمت می خواست و دلیل جالبی داشت!
مردی در زمان حضرت داود(ع) ، پیوسته اینگونه دعا می کرد: خداوندا رزق و روزیِ بی زحمت و بدون کار…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
دو خواهر و پسر هوس باز | حکایت پسر هوس بازی که هر لحظه عاشق دختری می شد!!!
پسر دلش با دیدن آن دلبر، دوام نیاورد و دنبال دختر به راه افتاد. دختر متوجه پسر شد و پرسید…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
داستان شرط عجیب ازدواج دختر کشاورز: دم گاوی که شرط ازدواج بود!
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز به او گفت: «برو در آن قطعه زمین بایست. من…
بیشتر بخوانید » -
تفریح و سرگرمی
امانت داری بازرگان و خیانت دوستش: داستان بازرگانی که دوست خائناش را درست و حسابی ادب کرد!
در شهری کوچک که مردمان خوب و باصفایی داشت و همه مردم از حال هم با خبر بودند و جویای…
بیشتر بخوانید »